سيد محمد دامادى

329

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

طبل بزرگ بود . [ لغت فرس اسدى ] طبل كه در لشكرها و مصاف‌ها زنند ، كوس ، آنست كه دو كس فراهم زنند و دوش به دوش به قوّت به هم زنند : بِشِنيدند نامِ بطليموس * پر فغان و ميان تهى ، چون كوس [ سنايى ] تيغ نئى زخم بىاندازه چيست ؟ * كوس نئى ، اين همه آوازه چيست ؟ [ نظامى ] چون زهرهء شيران ، بدَرَد نعرهء كوس * بر باد مده ، جانِ گرامى به فسوس [ سعدى ] تا نشنوى ز مسجدِ آدينه ، بانگِ صبح * يا از درِ سراىِ أتابك ، غريوِ كوس [ سعدى ] كوس نو دولتى از بامِ سعادت بزنم * گر ببينم كه مهِ نوسَفَرم باز آيد [ حافظ ، غزل 232 / 7 ص 480 ] كوسِ ناموسِ تو ، از كنگرهء عرش زنيم * عَلَم عشقِ تو ، بر بامِ سماوات بريم [ حافظ ، غزل 366 / 5 ص 748 ] چون دهد كوس ، برون بانگ ز پوست * بانگِ او شاهدِ بىمغزىِ اوست [ جامى ] دربارهء بيتِ ، هم كوسِ نُبوّتِ تو ، در پيش * هم چترِ رسالتِ تو ، از پس بايد گفت كه در برخى از نسخه‌ها به صورت : « هم خيل رسالت تو از پيش » آمده است . و مفاد و مفهوم بيت اينست كه : هر چند در پيغامبرى ، سبقت و قدمت بر همهء پيغامبران دارى و در پيامبرى ، قديم هستى ، امّا چون « ختم پيامبران مرسل » هستى - خاتم رسالت نيز هستى . فلج ؛ [ به فتح اوّل و سكون ثانى و جيم ] زنجير و كليدان دراز را گويند . و آن را به عربى « غلق » خوانند .